الشيخ عباس القمي

938

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

كه طبقهء مغول به آن منسوب است و ارغون خان بن قراخان كه پسرزادهء اوست مسلمان شده . و در روضة الصفا مسطور است كه ، اوكتاى قاآن بن چنگيز خان دين مسلمانى را بر ديگر اديان مرجح داشتى و تخم محبّت پيغمبر آخر الزمان در فضاى [ سينهء ارباب ] عرفان كاشتى « 1 » . و هم‌چنين در احوال منكوقاآن - كه برادر بزرگ هلاكو خان است - كه او با آن‌كه تابع مليت عيسى بود در اظهار شرع مصطفوى كوشيدى و انعامات دربارهء ائمهء اسلام و مشايخ عظام مبذول داشتى و آخر حضرت خواجه بعد از تشييد اسلام ايلخان ، متكفّل تدبير امور او گرديده . چون مؤيد الدين محمد علقمى قمى - كه وزير مستعصم عباسى بود - شنيد كه خدمت خواجه در صحبت ايلخان مملكت مدارند كتابات به خدمت ايلخان و خدمت خواجه نوشته ايشان را به تسخير دار السلام بغداد و انتقام جفاى عباسيه نسبت به عترت سيد انام - عليه و آله الصلاة و السلام - ترغيب نمود و ايلخان به استصواب خواجه عزيمت آن صوب نموده فرمان داد تا لشكريان اسباب يورش بغداد را مهيا سازند و بعد از طىّ منازل و ارسال رسائل و وقوع غوايل كه شرح آن در كتب اوايل مرقوم است روز يك‌شنبه چهارم صفر سنهء 656 خليفه با امرا و پسران خود ، ابو بكر و عبد الرحمن و طايفه‌اى از علويان و دانشمندان او ، خواص غلمان از شاهراه شهرستان عدم ، يعنى درب بغداد بيرون آمدند و حكم شد كه خليفه را بر پاى تخت ايلخان تا سه روز بستند . بعد از آن ايلخان در افنا و اعدام خليفه با خواجه نصير الدين مشورت نمود ، خدمت خواجه فرمودند كه ، اهل سنت - كه سواد اعظم اهل اسلامند - او را خليفهء به حق و امام مطلق مىدانند و بر نفوس و اموال خويش حاكم و فرمانروا مىشناسند ، اگر از اين ورطه خلاص شود يمكن كه از اطراف لشكرها به او پيوندد و استعداد حرب از سر گيرد و بار ديگر به تجشم ركاب گردن‌ساى و كلفت سفر احتياج افتد و مرد عاقل فرصت يافته را فايت نگرداند و سررشتهء اختيار به اميد آن‌كه باز به چنگ آيد از دست ندهد دشمن را محبسى بهتر از مطمورهء عدم تصور نتوان كرد .

--> ( 1 ) . روضة الصفا ، ج 5 ، ص 147